به نام مهربانترین
جایی خواندم
راز راه،
رفتن است
راز رودخانه، پل
راز آسمان
ستاره است
راز خاک، گل
راز اشکها،
چکیدن است
راز جوی، آب
راز بالها،
پریدن است
راز صبح، آفتاب
میگفت رازهای واقعی، رازهای برملاست
و من میگویم راز بودن ما، مهدی است
و راز بودن مهدی، خدا
ای تنها بهانه برای نفس کشیدن، بودن، زیستن، کار کردن
گفتن، شنیدن، خندیدن، گریستن ...
و ای تنها بهانه برای بهانه کردن، مهدی جان
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387  توسط دلداده
|
